حقیقت الاسلام

اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ (255) بقره *** وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ ﴿51﴾ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِین (52) القلم

فاطمه مدیر سایت


سریال شب به شب سریال شب به شب
خرید سریال های دوبله شبکه فارسی 1
تحویل 1 روزه تضمینی سفارشات تهران
سریال کره ای ققنوس
نسخه کامل و دوبله فقط 8000 تومان
پخش شده از شبکه فارسی  1
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
سالروز شهادت امیر المؤمنین عمر فاروق رض اول محرم  چاپ
تاریخ : 1388/09/26

اول محرم

سالروز شهادت امیر المؤمنین

عمر فاروق (رض)

داماد حضرت علی و پدر خانم حضرت رسول اکرم (ص)

او عمربن الخطاب است

کسی که حتی در دوران خلافت خود وقتی که بخشپهناوری از دنیای آن روز تحت فرمان او بود زندگی ساده و زاهدانه خود را ترک نکرد.  

کسی که در دوران خشکسالی برای همدردی با دیگر مسلمانان غذای کافی نخورد تا جایی کهرنگ رخساره اش به تیرگی گرایید.  

کسی که برای سرکشی به امور مسلمانان خود شبانه درکوچه های مدینه گشت می زد.

کسی که نمایندگان دول با دیدن سادگی اش او را نمیشناختند.

کسی که رسول الله (صلی الله علیه و سلم) در باره اش می گوید:

«ای عمرتو از راهی عبور نمی کنی مگر آنکه شیطان از راه دیگری عبور می کند»

***

و چه زیبا می گوید مولانا:

عمر آمد، عمر آمد، ببین سر زیر شیطان را

بهار آمد ، بهار آمد  بهل خواب سباتـــی را

خیز که روز می رود، فصل تموز می رود

رفت و هنوز می رود، دیو  ز  سایه عمر

رضـی الله عنه و ارضــاه

***

از خداوند منان می خواهم که توفیق بده به ما مسلمانان بخصوص جوانان که بتوانند ادامه دهنده راه فاروق اعظم(رض) باشند.

آمین یا رب العالمین

***

دل مومن به ذلت آشنـا نیست **به داغ ناامیـدی مبتــــــلا نیست

نمی ترسد زطوفـان حــــــوادث **چوداند ناخدایش، جز الله نیست

لا تحزن ان الله معنا

فضایل خلفای راشدین از زبان ائمه شیعه  چاپ
تاریخ : 1388/09/15

سفیان ثوری از جعفر بن محمد (جعفر صادق): روایت می‌کند که فرمود: پدرم به من گفت: «پسرم! ناسزاگویی به ابوبکر و عمر از گناهان کبیره است، پشت کسانی نماز نگذار که پشت سر آن دو حرف می‌زنند و به آن دو ناسزا می گویند» .

المناقب ابن جوزی (245)

***

جابر جعفی می گوید وقتی که از ابوجعفر محمد باقر: خداحافظی کردم خطاب به من فرمود: «به اهل کوفه ابلاغ کن که من از کسانی بیزاری می‌جویم که از ابوبکر و عمر رض  بیزاری می‌جویند» .

المناقب ابن جوزی (245)

***

 فضایل خلفای راشدین از زبان ائمه شیعه

از جابر روایت است که محمد بن علی به او گفت: «به من خبر رسیده که قومی در عراق ادعا می‌کنند که مرا دوست دارند و ابوبکر و عمر رض را ناسزا می‌گویند، و مدعی‌اند که من به ایشان چنین دستور داده‌ام، به آنها اعلام می‌کنم که من از ایشان نزد الله برائت می‌جویم، و قسم به آن که جانم در دست اوست اگر روزی قدرت به دست آورم با ریختن خون آنها به الله تقرب می‌جویم، شفاعت محمد نصیبم نگردد اگر برایشان (ابوبکر و عمر) استغفار و طلب ترحم نکم، واقعاً دشمنان الله از آن دو غافل هستند» .

المناقب ابن جوزی (245)

***

و از ابی مجلز روایت است که علی بن طالب فرمود: «زمانی که رسول الله وفات یافت همه می‌دانستیم و معتقد بودیم که برترین ما بعد از او ابوبکر صدیق است، و وقتی هم که ابوبکر وفات یافت همه می‌دانستیم که بهترین ما بعد از ابوبکر عمر رض است» .

المناقب ابن جوزی (245)

***

از سالم بن ابی حفصه که از سران افرادی بود که نسبت به ابوبکر و عمر رض کینه‌توز و ناراضی بود روایت است که می گوید: «نزد ابی جعفر وارد شدم که بیمار بود، او با من اهل مدارا بود، فرمود: بارالها من ولایت ابوبکر و عمر رض را دارم و دوستشان می دارم، بارالها اگر در قلبم غیر این است شفاعت محمّد در قیامت شامل حالم نگردد» .

تاریخ دمشق(54/286)

***

ادامه ...
قطره ایی از دریای خرافات شیعه  چاپ
تاریخ : 1388/09/14

قطره ایی از دریای خرافات شیعه

خرافات الشیعة

تألیف:

شیخ عبدالرحمن دمشقیة

 

1-آنچه باعث بیماری جذام می شود:

ابی عبدالله روایت می کند که امیر المؤمنین می فرمود: هرگز در حمام بر پشت نخوابید چنین کاری چربی کلیه ها را ذوب می کند و پاهای خود را بر سفال نکشید که باعث گری (بیماری جذام) خواهد گشت. اصول کافی ج6 ص500

2- سیر شدن باعث بیماری پیسی (برص) می شود:

از ابی عبدالله روایت شده که فرمود: خوردن در حالت سیری باعث پیسی می گردد. اصول کافی ج6 ص269

3- غسل کردن با آب کوزه مصر انسان را دیوث می گرداند:

از امام رضا روایت است که نام مصر را برد و فرمود: پیامبر می فرماید: از آب کوزه مصر ننوشید و با آن سرتان را نشوئید که غیرت را از بین می برد و باعث دیوثی می گردد. مرجع سابق ص386-501.

4- ماندگاری در حمام باعث بیماری سل می شود:

روایت است که امام رضا فرمود: هرگز در حمام ماندگار نشوید چون ماندگاری در حمام باعث بیماری سل می شود. مرجع سابق ص497

5- مسواک زدن در حمام باعث بیماری دندان می گردد:

مسواک زدن در حمام کراهت دارد چون باعث بیماری دندانها می شود. (من لا یحضره الفقیه ج1 ص53)

ادامه ...
چند کتاب در مذهب شیعه و شناخت عقاید و تحلیل آن  چاپ
تاریخ : 1388/09/04
کارنامه امام زمان  
نام نویسنده : محمد باقر سجودی

حجم:118.04 KB

مختصرى از کتاب

امام حسن عسکری در سال 260 هجری در سامرا بدون اینکه صاحب فرزندی شود وفات کردند. میراثش نیز بین مادرش «حدیث» و برادرش «جعفر» تقسیم شد. این پریشانی باعث شد 14 مذهب جدید به لیست مذهبهای تشیع اضافه شود. آخرین گروه که همان دوازده امامیها باشند با استدلالهای بسیار عجیبی که؛ دنیا تا روز قیامت بر گرد امامی باید بگردد، برای حسن عسکری فرزندی خیالی زائیده او را محمد نام گذاشتند، که بعدها شناسنامه‌اش را عوض کرده نام «مهدی» را برایش زیبنده‌تر دیدند، و این موجود خیالی را که وجود خارجی نداشت از دید مردم پنهان تصور کرده، امام غائب نامیدند


----------------------------------------------------------

پروتکل تخریب حرمین شریفین
نام نویسنده : عبدالله غفّاری

 

حجم:   4488.98KB

1036.49 KB

مختصرى از کتاب

این کتاب مجموعه اسناد و مدارک بسیار مهمّی است، که شاید برای اوّلین بار است منتشر می‌شود، و شامل طرح و پروتکل‌های شیعه و آخوندهای قم در رابطه با تخریب حرمین شریفین می‌باشد

----------------------------------------------------

نفرین امام حسین و امام زین العابدین و زینب علیهم السلام دامنگیر شیعه شده است  
نام نویسنده : ابوسعید انصاری  


حجم:8973.61 KB
مختصرى از کتاب

شیعیان در روز عاشورا ماتم و سوگواری اعلان می کنند، و لباس سیاه می پوشند و اظهار غم و اندوه می نمایند، و در بعضی مناطق شیعه نشین زنان و مردان به خیابان می آیند و خود را با زدن قمه و زنجیر زخمی می کنند و گریه و ناله و فریاد سر می دهند. آیا مى دانید چرا؟

----------------------------------------

ادامه ...
چند کتاب در باب مسیحیت و یهودیت و بهائیت و زرتشت  چاپ
تاریخ : 1388/09/04

صلیب شکسته

نام نویسنده : عبدالقدیر صالحی
نام مترجم : تالیف
حجم:38.65 KB

مختصرى از کتاب

این نبشته شامل دو قسمت می‌باشد: قسمت اول آن ایمیلی است از جانب مسیحیان افغان مقیم امریکا و قسمت دوم، پاسخ آن نامه با برهان و دلیل
--------------------------------------------------------
ماجرای باب و بهاء - پژوهشی نو و مستند درباره بهایی گری

نام نویسنده : مصطفی حسینی طباطبایی
نام مترجم :تالیف 
 
حجم:423.39 KB


مختصرى از کتاب

بابیه و یا بهائیه حرکتی است که سال 1260هـ/ 1844م تحت نظر استعمار روس، انگلیس و یهودیت عالمی، بخاطر فاسد ساختن عقاید مسلمانان، از بین بردن وحدت آنان و مصروف ساختن شان از قضایای اساسی، نشأت نمود. این حرکت را میرزا علی محمد رضا شیرازی تأسیس نمود، و اعلان کرد که وی «الباب» است، بهائى ها عقیده دارند که: باب است که همه چیزهارا به کلمه خود خلق نموده است، وی مبدأ و منبعی است که از وی تمام أشیاء ظاهر گردیده است. والعیاذبالله
------------------------------------------------------------------
پروتکلهای یهودیان و صهیونیسم 
حجم: 76.18 KB  

مختصرى از کتاب

شمار انسانهایى که داراى غرایز بد و شیطانى هستند، برشمار کسانى که داراى غرایز خوب هستند، پیشى مى‏گیرد. لذا، براى آنکه بتوان بر انسانها حکومت کرد، باید به اعمال زور و خشونت و ترور توسل جست. هر انسانى مى‏خواهد دیکتاتور بشود، زور بگوید و اگر بتواند، رفاه و خوشبختى مردم را فداى خواسته ‏ها و آمال خود گرداند
------------------------------------------------------

ادامه ...
چند کتاب در مورد حج و زیارت کعبه  چاپ
تاریخ : 1388/09/04
کتابِ آموزش حج و عمره همراه با تصویر
نام نویسنده :  طلال بن احمد العقیل 
نام مترجم :شیخ اسحاق دبیری رحمه الله
مختصرى از کتاب

حج رکن پنجم از ارکان اسلام است، و تمامی أمت اسلام از عصر نبوت بر وجوب حج اقرار دارند و آنهم بر مسلمان بالغ و عاقل و آزاد که استطاعت مالی و بدنی داشته باشد حج و عمره برای کسی که نیت خود را برای الله جل جلاله خالص کند، و اعمال آنرا بطوری که در قرآن و سنت شریف آمده انجام دهد، فضیلت بسیار بزرگی را دارد

مکّهء مکرمه بهترین زمین و محبوبترین مکان نزد الله جل جلاله است، در آن مسجد الحرام و کعبه مشرفه وجود دارد که الله جل جلاله آنرا قبله مسلمانان قرار داده است ، و تمامی مردم در هر شبانه روز پنج بار برای اطاعت از الله جل جلاله و اجابت ندای حق بسوی آن رو میکنند، مکه مهد انبیاء و مقام پدرمان إبراهیم علیه السلام و مبعث پیامبرمان محمد صلی الله علیه وآله وسلم است.

حج رکن پنجم از ارکان اسلام است، و تمامی أمت اسلام از عصر نبوت بر وجوب حج اقرار دارند و آنهم بر مسلمان بالغ و عاقل و آزاد که استطاعت مالی و بدنی داشته باشد

حج و عمره برای کسی که نیت خود را برای الله جل جلاله خالص کند، و اعمال آنرا بطوری که در قرآن و سنت شریف آمده انجام دهد، فضیلت بسیار بزرگی را دارد.
---------------------------------------------

ادامه ...
مقالاتی چند در باب حج و زیارت کعبه و مسجد النبی و ماه ذوالحجه  چاپ
تاریخ : 1388/09/04
توحید و یکتاپرستی در حج
مسألة توحید از واضح ترین و مهمترین قضایایی شمرده می شود که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم در حج به آن تأکید کرده و اهمیت آن را بیان نموده اند و از بارز ترین جوانبی که مسأله توحید در آن بوضوح بنظر می رسد مواردی را ذکر می کنیم:

الف - تلبیه: که شعار حج بوده، و متضمن افراد الله لا شریک در ملک و عبادت است و پیامبر الله بعد از نیت داخل شدن در حج تا وقت مشاهدة خانة کعبه بطور مداوم تلبیه را تکرار می نمود.

جابر ابن عبداللّه انصاری رضی الله عنه کلمات تلبیه را از آن حضرت این طور نقل می کند: (لبّیک الّلهمّ لبّیک، لبّیک لا شریکَ لکَ لبَّیک، إنَّ الحمدَ والنِّعمةَ لک والملکَ لا شریک لکَ).

ب - اهتمام خاص رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به اخلاص عمل: و دعای آن حضرت به حضور پروردگار که او را از ریاء و خود بینی به دور نگه دارد؛ چنانکه درحدیث انس رضی الله عنه آمده که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در هنگام بستن احرام فرمودند: (الّلهم حجّة لا ریاء فیها ولا سمعة).

«ای بار الها! توفیق حجّی را می خواهم که ریاء و شهرت در آن نباشد».

ج - خواندن سوره های اخلاص در دو رکعت طواف: امام ترمذی با سند صحیح روایت نموده که آن حضرت-صلی الله علیه وسلم- سوره های اخلاص (قل یا أیّها الکافرون -و- قل هو الله أحد) را در دو رکعت طواف قرائت نمودند.

د- تبلور جوانبی از توحید در نیایش آن حضرت بر بالای صفا و مروه: چنانکه جابر انصاری رضی الله عنه در حدیث طویلی حج ایشان را بطور مفصّل بیان می نماید: (...بعدا بر تپة "صفا" بالا رفتند تا اینکه بیت الله را دیدند، رو به قبله نموده "الله" را به یگانگی یاد کردند و بزرگیش را بیان نمود و فرمودند: هیچ معبودی جز الله یکتا شایستۀ عبادت نیست، پادشاهی و ستایش برای او است، و او بر هر چیز توانا میباشد. . سه مرتبه این جملات و یا مشابه اینها را تکرار نمودند پس از آن به "مروه" آمده و اعمال و دعاهایی را که به صفا انجام داده بودند در مروه نیز تکرار نمودند).

هـ- نیایش توحیدی آن حضرت در عرفه، چنانکه در حدیث آمده: بهترین دعا، دعای روز عرفه است و بهترین دعای که من میگویم و پیامبران پیش از من گفته اند: (لا إله إلّا الله وحده، لا شریک له، له الملک وله الحمد وهو علی کلِّ شیئ قدیر) است.

با تأسف شدید امروزه هر بیننده متوجّه جهل و نادانی میشود که دامنگیر مسلمانها شده است، و همچنین مشاهده میشود که انواع بدعت ها و خرافات حتی در مراسم بزرگ و جهانی حج دربین مردم به چشم می خورد.

بدیهی است که مسئولیت عظیم ارشاد و راهنمائی مسلمانها بسوی اصل دین و حقیقت توحید که پیامبران به خاطر آن فرستاده شده اند و بر حذر داشتن آنها از همه انواع و اقسام شرک و بدعت به دوش علماء و دعوتگران میباشد.

اهمیت مسألة توحید و تقدیم آن برسایر ارکان عملی اسلام از سیرت پیامبر بزرگ اسلام است آنگاه که معاذ رضی الله عنه را بسوی "یمن" فرستادند برایش فرمودند: ایشان را به گواه‍ی بر کلمة توحید (لا إله إلّا الله) و براینکه من رسول الله هستم دعوت بده، اگراین دعوت ترا پذیرفتند؛ آنها را بفهمان که خدای متعال در هر شبانه روز پنج نماز بر آنها فرض نموده است، و اگر این را نیز اطاعت کردند، به ایشان خبر بده که خدای بزرگ بر آنها صدقه در مالهایشان فرض گردانیده که از ثروتمندان شان گرفته شده به فقرا‍ی شان تقسیم میشود. 

پس چه جالب و لایق است برای حجاج محترم که خود بر توحید استوار باشند و خویشتن را داعی و حامل لوای توحید قرار دهند.

ادامه ...
بررسی ادعای شیعه در مورد آیه ولایت  چاپ
تاریخ : 1388/08/26

بررسی ادعای شیعه در مورد آیه ولایت

وقتی به علمای شیعه بگوییم: در آیه ولایت که مورد ادعای شماست، ﴿الَّذِیْنَ﴾ آمده، و ﴿الَّذِیْنَ﴾ جمع است، و چطور برای یک نفر (حضرت علی) آمده است؟ در جواب می گویند: این جمع برای تکریم و احترام به حضرت علی بوده است، نه جمعی که چند نفر بوده باشند!!!می پرسیم: پس چطور این تکریم در مورد پیامبر اسلام نیست؟ و در بسیاری از آیات قرآن با انت (تو) یا ضمیر «ک» و… به او خطاب شده است، آیا شما علی را بالاتر از پیامبر اسلام می‌دانید؟!!!

إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسولُهُ وَالَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمونَ الصَّلاةَ وَیُؤتونَ الزَّکاةَ وَهُم راکِعونَ


محمد ابراهیمی در کتاب (بازسازی باورها) اینگونه مینگارد:

1- در آن آیه منظور از «ولایت» دوستی و یاوری است نه سرپرستی و امامت، آن آیه با آیات قبل و بعد خود بی ارتباط نیست، زیرا در رابطه با نهی از هم پیمانی و هم‌دستی با کفار و امر به دوستی و یاوری و همکاری با مؤمنین نازل شده است.

همانگونه که در باره سبب نزول حقیقی آیه که متواتر است، آمده است: «زمانی که اولین قبیلة یهود بنی قینقاع پیمان خود با پیامبر (صلی الله علیه وسلم) را شکستند و با مسلمانان وارد جنگ شدند و شکست خوردند، عبدالله بن ابی سردستة منافقان مدینه نزد پیامبر (صلی الله علیه وسلم) برایشان وساطت کرد و به پیامبر (صلی الله علیه وسلم) گفت: با دوستان من مدارا کن! و به نیکی رفتار بنما! عباده بن صامت (رضی الله عنه) که فردی از بنی عوف بن خزرج بود و در بین یهودیان ‌شکست خورده و اسیر شده، دوستان و هم‌پیمانان زیادی داشت، خدمت پیامبر (صلی الله علیه وسلم) رسید و عرض کرد: یا رسول الله (صلی الله علیه وسلم)! مرا در بین این یهودیان دوستان زیادی است، اما من دوستی ایشان را نمی‌خواهم و از آنان بیزارم؛ زیرا دوست و یاور من تنها خدا و رسول اوست..

ادامه ...
شیعه پاسخ دهد!  چاپ
تاریخ : 1388/08/26

شیعه پاسخ دهد!

نویسنده کتاب آلفوس در جلد دوم کتاب خود در بخش سوم، قسمت سوال، پس از طرح شبهات شیعیان و پاسخگویی به آنها بر اساس قرآن؛ اقدام به طرح 63 سوال نموده اند و از شیعیان خواسته تا پاسخی علمی و منطقی ارائه دهند نه جدلی و کلامی!
1- مهمترین عامل در انجام هر تخلف یا گناهی: انگیزه و نیت جرم است. لطفاً پاسخ بفرمایید که انگیزة حضرت ابوبکر و حضرت عمر از غصب خلافت چه بوده است؟ به عبارتی دیگر، این افراد در زمان خلافتشان مرتکب چه اعمالی شدند که ارزش جهنم رفتن را داشته باشد؟ آیا کاخی ساختند یا اقوام خود را روی کار آوردند یا به مردم، ظلم و ستم کردند یا شیوه و روشی جدید و دینی نو بنا نهادند؟ (در اینصورت آیا سکوت علی و مصلحت اندیشی او دیگر جایز بود و معنا و فایده ای داشته؟) یا خلافت را در خاندان خود موروثی کردند؟ فقط می ماند این بهانة بچه گانه که آنها حسادت کردند؟ ولی سئوال اینجاست: آیا یک نفر حسود،70 مرتبه در حق رقیبش می گوید: لولا علی لهلک عمر و با دختر او ازدواج می‌کند و با او مشورت می کند و چندین بار به حدیث من کنت مولاه فهذا علی مولاه استناد می کند!!! که اگر معنای مولی خلیفه می شد محال بود هر سه خلیفة اول، چندین بار به این حدیث، اشاره کرده باشند و…

ادامه ...
احادیث سوال بر انگیز تشیع  چاپ
تاریخ : 1388/08/26

احادیث سوال بر انگیز تشیع

ای شیعیان چه پاسخی برای مطالب این پست دارید که تمامی آنها از قدیمی ترین و معتبرترین کتب نویسندگان شیعه هستند؟

1) مردگان، رفته گان همسایگانی هستند که هر گاه آنان را بخوانند پاسخی نمی‌دهند و ظلم و ستمی را دفع نمی کنند و متوجه نوحه سرایی و مداحی نمی‌شوند اگر در حق ایشان نیکی شود شاد نگردند و اگر قحطی شود نا امید نمی‌‌شوند با هم هستند در حالی که تنها هستند و همسایه اند در حالی که از هم دورند به زیارت یکدیگر نمی روند. (نهج البلاغه خطبه111)

2) هروی از امام رضا می پرسد: یا ابن رسول الله، در کوفه گروهی هستند که می‌پندارند که بر رسول خدا سهو و اشتباهی در نمازش واقع نمی شد. امام رضا فرمودند: خدا ایشان را لعنت کند دروغ گفته اند. آنکه سهو نمی کند فقط خدای تعالی است که جز او خدایی نیست. (جلد 7 بحارالانوار و عیون اخبار الرضا) (همچنین: آیه قرآن: ﴿قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ﴾: ای پیامبر، بگو من نیز بشری مانند شما هستم» نیز موید این مطلب است).

3) حضرت علی در نامه ای به منذر ابن جارود می فرماید: همانا نیکوکاری پدرت مرا فریفت و پنداشتم که هدایت او را پیروی می کنی و به راه او می روی. (نهج‌البلاغه نامه 71 )

4) در مقدمه تفسیر البرهان در باب دهم منقول است: کسانی بعضی آیات را به ائمه تفسیر می‌کردند. مفضل ابن عمر این معنی را خدمت حضرت صادق عرض نمود آن بزرگوار فرمود: کسی که چنین عقیده ای که تو از آن پرسش نمودی دارد در نزد من مشرک به خداست! (چشم مفسران و محققان و مداحان روشن!)

5) حضرت علی: «از غلو و مبالغه درباره ما برحذر باشید ما بندگانی پرورده خداییم درباره فضایل ما آنچه می خواهید بگویید. کسی که ما را دوست بدارد باید عمل ما را انجام دهد و از پرهیزگاری مدد بگیرد». ( تحف العقول)

6) حضرت علی: لا تفضحوا أنفسکم عند عدوکم یوم القیامة: با این عقاید سخیفه موجب روشنی چشم دشمن و رسوایی خودتان در روز قیامت نشوید. (زیارت قبور – حیدرعلی قلمداران ص 162).

7) من دیروز همنشین شما بودم و امروز برای شما عبرتم و فردا از شما جدا می‌شوم. (نهج البلاغه خطبه 149)

8) رفته گان، گورشان خانه هایشان شد و اموالشان به میراث رفت کسی را که بر سر گورشان می آید نمی شناسند و به کسی که برایشان گریه می کند توجهی ندارند و هر کس که ایشان را بخواند جواب نمی دهند. (نهج‌البلاغه خطبه 235)

ادامه ...
سوالات بی پاسخ که باید از شیعه پرسیده شود  چاپ
تاریخ : 1388/08/26

سوالات بی پاسخ که باید از شیعه پرسیده شود:

یک سری از سوالات هستند که هیچگونه پاسخی ندارند و علمای شیعه در برابر این سوالات تنها می توانند سکوت کنند و نمی توانند آنها را توجیه و تفسیر کنند.
1)علمای شیعه دائم بر این عقیده هستند که پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه وسلم) خلافت الهی حضرت علی(علیه السلام) توسط کودتای سقیفه بنی ساعده غصب شده است، و در واقع ابوبکر غاصب خلافت الهی علی بوده است، و کسانیکه حق علی را غصب کرده اند پس از رحلت نبی اکرم (صلی الله علیه وسلم) خفقان شدیدی ایجاد نمودند و هیچکس جرات مخالفت با ایشان را نداشته است و محیط به شکلی بوده است که حتی حرمت دختر پیامبر (صلی الله علیه وسلم) را نگه نداشته اند و به خانه او هجوم برده اند و باعث سقط جنین او شده اند و حضرت علی را نیز به زور و با طنابی به گردنش برای بیعت گرفتن به بیرون کشیده اند و غاصبان خلافت در مدینه و محیط آن زمان خفقان شدیدی ایجاد کردند.

حتی چنانچه به آخوندها بگویید: چرا کسی به حق الهی حضرت علی و غدیر خم اشاره ای نداشته؟ خواهید دید که همین پاسخها را خواهند داد و می گویند: ای آقا، در آن زمان درب خانه آتش می زدند و سیلی به گوش دختر پیامبر (صلی الله علیه وسلم) می زدند و طناب به گردن علی انداختند، شما نمی دانید که ابوبکر و عمر و طرفداران ایشان در آن زمان چه خفقانی ایجاد کرده بودند.

پس از این توضیحات من سوال خود را طرح می کنم:

می شود بفرمایید این چه خفقانی بوده که حتی زنان می توانسته اند علیه خلیفه در مسجد خطبه بخوانند؟ منظورم خطبة فاطمه زهرا است که به عقیدة شیعه پس از غصب خلافت حضرت علی در مسجد علیه ابوبکر ایراد شده.

این چه خفقانی بوده که زنان برای بیعت گرفتن به درب منزل انصار می رفته اند؟ چون شیعه بر این عقیده است که فاطمه زهرا به همراه حضرت علی به درب منازل انصار می رفته تا برای خلافت علی بیعت بگیرد.

این چه خفقانی بوده که پسر بچه ای 10 ساله (امام حسن) به ابوبکر می گفته: از منبر پایین بیا؟

این چه خفقانی بوده که یک عرب به خلیفه (عمر بن خطاب) می گفته چنانچه بخواهی کج شوی با این شمشیر راستت می کنیم؟

این چه خفقانی بوده که یک عرب خطاب به خلیفه (عمر بن خطاب) اعتراض می کرده که چرا سهم پارچه و لباس تو بلندتر از ماست؟

فراموش نکنید شیعیان در مورد خطبه فاطمه زهرا نمی توانند بگویند: حضرت فاطمه دختر نبی اکرم(صلی الله علیه وسلم) بوده و می توانسته این کارها را بکند، چون از آن طرف می گویند به همین دختر ظلم و ستم فراوانی شده و به گوش او سیلی زده اند و درب منزل را آتش زده اند و باعث سقط جنین او شدند. پس او نیز در خفقان به سر می برده و در واقع از همه بیشتر در این خفقان بوده و از همه بیشتر به او ظلم شده است.

پس این تضادها را چگونه توجیه می کنید؟ اگر ابوبکر و عمر خفقانی ایجاد کرده بودند پس خطبه فاطمه زهرا و رفتن نزد انصار برای اخذ بیعت دیگر چیست؟

ادامه ...
کتاب فارسی در رابطه با واقعه غدیر  چاپ
تاریخ : 1388/08/01

بنا به درخواست برادر عزیز سید احمد :

عنوان : حـدیث‌ غدیر، مولای‌ مؤمنان‌ و ما اهل‌ سنت‌
نویسنده: محمد سلیم آزاد 

برای دانلود روی نام کتاب زیر کلیک و حدود 203 کیلو بایت حجم کمی دارد بعد از دانلود آن را با  برنامه وینرر(WinRar) با راست کلیک و انتخاب extract here از حالت فشرده در آورید :
حـدیث‌ غدیر، مولای‌ مؤمنان‌ و ما اهل‌ سنت

اسماء مولفین و کتبى که شیعه ادعا مى کنند از اهل سنت هستن  چاپ
تاریخ : 1388/08/01

اسماء مولفین و کتبى که شیعه ادعا مى کنند از اهل سنت هستند!

نویسنده: طلحة بن عبید الله 


على بن الحسین المسعودی أبو الحسن الهذلی
صاحب کتاب مروج الذهب
شیعه خود اعتراف کرده اند که او شیعه هست ونه از اهل سنت. السید بحر العلوم در کتاب الرجالیة جزء4 صفحة150 می گوید(شیخ فاضل شیعی علی بن حسین بن علی السمعودی نویسنده کتاب مروج الذهب و نجاشی در رجال خود می گوید صفحة254علی بن الحسین بن علی المسعودی أبو الحسن الهذلی مولفاتی در باب اصول دیانات و کتاب الاستبصار وکتاب صفوة فی الامامه دارد وهمینطور رساله اثبات وصی بودن علی بن ابیطالب .
العلامة الشیعی الحلی در کتابه خلاصة الأقوال صفحة186 عند رقم40 می گوید (علی بن الحسین بن علی المسعودی أبو الحسن الهذلی کتبی در مذهب شیعه امامیه نوشته و همینطور کتابی دارد در اثبات وصی بودن علی بن ابیطالب و در ادامه می گوید واو صاحب کتاب مروج الذهب می باشد)
از علمای دیگر شیعه که مسعودی را شیعه می دانند عبارتند از
ابن داوود الحلی در رجال خود ص137
الحر العاملی در کتاب أمل الآمل الجزء2صفحة180
السید علی البروجردی در کتاب (طرائف المقال) ج 1 ص 177 
آقا بزرگ الطهرانی در موسوعته الذریعة إلى تصانیف الشیعة ج 1 ص 110
محمد آل کاشف الغطا صاحب کتاب أصل الشیعة واوصولهاصفحة 357 

ابن أبی الحدید المعتزلی که شیعه بسیار به او استناد می کنند
مولف کتاب صاحب روضات الجنات 5/19 در مورد ابن ابی الحدید می گوید(الشیخ الکامل الأدیب المؤرخ عز الدین عبد الحمید بن أبی الحسین ... ابن أبی الحدید المدائنی الحکیم الأصولی المعتزلی المعروف بابن أبی الحدید: صاحب (شرح نهج البلاغة) المشهور، )
القمی در کتاب الکنى والألقاب 1/185 در مورد ابن ابی الحدید می گوید(معتزلیاً جاهزیا فی اکثر شرحه بعد ان کان شیعیاً غالیاً .
وتوفی فی بغداد سنة 655 ، یروى آیة الله الحلی عن أبیه عنه )).
(معتزلی وحِاهزی بوده بعد از اینکه مذهب شیعه غالی داشته در بغداد وفات کرده سال ۶۵۵ )

الحاکم ابو القاسم عبیدالله بن عبدالله الحسکانی النیسابوری
مؤلف " شواهد التنزیل .حاکم حسکانی شیعی بوده ونه رافضی و شیعه او را از علمای مذهبشان میدانند همانطور که آقابزرگ تهرانی در تصانیف شیعه ج4ص194 ترجمه حاکم حسکانی و تاریخ وفات و ولادتش را ذکر می کند

کتاب الأغانی لأبی الفرج علی بن الحسین المروانی الأصبهانی
اگر چِه این کتاب شعر هست ولی شیعه ضد اهل سنت استفاده می کنند خود علمای شیعه این شخص را شیعی می دانند صاحب کتاب اصل الشیعة واصولها محمد آل کاشف الغطاءدر صفحة357 در ترجمة أبو الفرج الاصبهانی علی بن الحسین المروانی الأموی می گوید(وعجِب اینکه او اموی شیعی بوده و حرعاملی او را اصفهانی الاصل و شیعی مذهب میداند) (والعجب أنه أموی شیعی ! ! ووصفه الحر العاملی فی أمل الآمل بأنه أصبهانی الأصل ، 
بغدادی المنشأ ، شیعی المذهب
وهمینطور در کتب 
فهرست الطوسی:192أمل الآمل ج2ص181أعیان الشیعة ج8ص198 هم ذکر شده

تاریخ دمشق لابن عساکر
ابن عساکر از اهل سنت هست اما کتاب تاریخ دمشق کتاب تاریخ و رجال ونه کتاب أحادیث.ونویسنده اش تمام اقوال ضعیف موضوع وبعضاً صحیح را باهم در کتابش آورده .امام سیوطی رحمه الله می فرمایند کل مسائلی که ابن عساکر در تاریخ دمشق آورده ضعیف هست.

کنز العمال المتقی الهندی
کتاب کنز العمال فهرست احادیث هست یعنی تمام احادیثی که از رسول الله روایت شده است مولف حِمع آوری کرده وبه اسنادش نپرداخته وصحیح وضعیف وموضوع را آورده .

الکشاف

این کتاب تفسیر یکی از کتب معتزله هست ودر آن روایات موضوع وضعیف آورده شده و از کتب معتمد اهل سنت نمی باشد

سلیمان بن إبراهیم القندوزی الحنفی
صاحب کتاب (ینابیع المودة) 
هرکس دراین کتاب تامل کند می فهمد که نویسنده شیعه اثنی عشری بوده اگرچه علمای شیعه ذکر نکرده باشند در حالی که آقابزرگ تهرانی او را از شیعه میداند(الذریعة إلى تصانیف الشیعة 25/290 )
در کتابش اقوالی آورده که شیعه بودنش را اثبات می کند از حِمله(عن جابر قال : قال رسول الله ( صلَّى الله علیه و آله ) : " أنا سید النبیین و علی سید الوصیین ، و إن أوصیائی بعدی إثنا عشر أولهم علی و أخرهم القائم المهدی ".
( ینابیع المودة 3 / 104 )
(که رسول الله فرمودند من سید پیامبران هستم وعلی سید اوصیاو اوصیاء من ۱۲ نفرند اولینشان علی آخری هم قائم مهدی)

دیگر از این واضحتر در اثبات اثنی عشری بودن این شخص ؟!

ادامه ...
آیا پیامبر صلی الله علیه وسلم بعد خود خلیفه انتخاب کردند؟  چاپ
تاریخ : 1388/07/22
نویسنده: 
الهاشمی الحسنی

                                                                          بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از شبهاتی که شیعه مطرح می کنند این هست که چگونه اهل سنت می گویند که پیامبر صلی الله علیه وسلم وفات کردند بدون اینکه کسی را جانشین انتخاب کنند؟ پیامبری که حتی وقتی برای غزوه ای که از مدینه بیرون می رفتند جانشین تعیین می کردند چگونه امت را برای همیشه مانند گله ای بدون چوپان رها کردند!!؟

و اما جواب اولا در اینکه آیا پیامبر صلی الله علیه وسلم خلیفه تعیین کردند یا خیر دو رای وجود دارد که هر دو رای باهم توافق دارند .
رای اول اینکه دلایل زیادی موجود هست که خلیفه بعد از او ابوبکر رضی الله عنه هست ودر این مورد نصوصی هم وجود دارد که پیامبر صلی الله علیه وسلم به ابوبکر اشاره داشتند.
از این میان در صحیحین ( عن عائشة رضی الله عنها قالت: قال رسول الله صلى الله علیه وسلم فی مرضه ادعی لی أباک وأخاک حتى أکتب کتابا فإنی أخاف أن یتمنى متمن ویقول قائل أنا أولى، ویأبی الله والمؤمنون إلا أبا بکر)
(از عایشه رضی الله عنها که می فرمایند رسول الله صلی الله علیه وسلم در بیماری اش از من خواستند که برادرم و پدرم را صدا بزنم تا پیامبر برایش بنویسد زیرا می ترسم که کسانی بگویند من خلیفه ام واولی ترم و خدا و رسولش ومومن اتفاق نمی کنند الا بر ابوبکر) بخاری ومسلم

روایت دیگر در بخاری (عن القاسم بن محمد قال: قالت عائشة وارأساه فقال رسول الله صلى الله علیه وسلم لو کان وأنا حی فأستغفر لک وأدعو لک، قالت عائشة واثکلاه والله إنی لأظنک تحب موتی فلو کان ذلک لظللت آخر یومک معرسا ببعض أزواجک، فقال رسول الله صلى الله علیه وسلم بل أنا وارأساه لقد هممت أو أردت أن أرسل إلى أبی بکر وابنه وأعهد أن یقول القائلون أو یتمنى المتمنون، ثم قلت یأبى الله ویدفع المؤمنون أو یدفع الله ویأبى المؤمنون)
که معنای حدیث بالایی را میدهد.

دلیل سوم(عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُبَیْرِ بْنِ مُطْعِمٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ أَتَتْ امْرَأَةٌ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَأَمَرَهَا أَنْ تَرْجِعَ إِلَیْهِ قَالَتْ : أَرَأَیْتَ إِنْ جِئْتُ وَلَمْ أَجِدْکَ کَأَنَّهَا تَقُولُ : الْمَوْتَ قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ : إِنْ لَمْ تَجِدِینِی فَأْتِی أَبَا بَکْرٍ " رواه البخاری )

(محمد بن جبیر بن مطعم از پدرش روایت می کند زنی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و درخواستی کرد و گفت اگر برگشتم وشما نبودید نزد که بروم؟(یعنی اگر مرده باشی)رسول الله علیه السلام فرمودند اگر مرا نیافتی نزد ابوبکر برو).

ویا روایتی که ترمذی روایت می کند(عن النبی صلی الله علیه وسلم اقتدوا بالذین من بعدی واشار الی ابی بکر وعمر)
(بعد ازمن به این دو مرد اقتدا کنید وسپس اشاره کردند به ابوبکر وعمر).

یا روایت ابی داوود که پیامبر وصیت می کنند: ( أوصیکم بتقوى الله والسمع والطاعة وإن عبدا حبشیا ، فإنه من یعش منکم بعدی فسیرى اختلافا کثیرا ، فعلیکم بسنتی وسنة الخلفاء المهدیین الراشدین تمسکوا بها ، وعضوا علیها بالنواجذ ، وإیاکم ومحدثات الأمور فإن کل محدثة بدعة ، وکل بدعة ضلالة )

(شما را به تقوای الهی وصیت می کنم وشنیدن واطاعت کردن حتی از غلام حبشی باشد . زیرا کسانی که بعد از من زندگی می کنند اختلاف شدیدی می بینند پس بر شما باد به سنت من وسنت خلفای راشدین بعد از من آنها با دندانهایتان محکم بگیرید و هشدار میدهم شما را از هر بدعتی در دین زیرا هر بدعتی در دین گمراهی است)سنن أبی داود - الصفحة أو الرقم: 4607
همین روایت را امام ترمذی در سنن خود آورده با سند صحیح: (وعظنا رسول الله صلى الله علیه وسلم یوما بعد صلاة الغداة موعظة بلیغة ذرفت منها العیون ووجلت منها القلوب فقال رجل إن هذه موعظة مودع فماذا تعهد إلینا یا رسول الله قال أوصیکم بتقوى الله ، والسمع والطاعة وإن عبد حبشی فإنه من یعش منکم یر اختلافا کثیرا ، وإیاکم ومحدثات الأمور ، فإنها ضلالة فمن أدرک ذلک منکم فعلیه بسنتی وسنة الخلفاء الراشدین المهدیین عضوا علیها بالنواجد )سنن الترمذی - الصفحة أو الرقم: 2676 حدیث حسن صحیح
ودر الفاظ دیگر بزار روایت می کند: ( علیکم بسنتی وسنة الخلفاء الراشدین المهدیین بعدی ، عضوا علیها بالنواجذ )جامع بیان العلم وفضله - الصفحة أو الرقم: 2/924
اسناده صحیح

واین نصوص بر خلافت ابوبکر الصدیق رضی الله عنه دلالت دارند.

ورای دیگر اتفاق صحابه ومسلمین بر او در شوری یعنی علاوه بر وجود نص بر خلافت او از طریق شوری هم ابوبکر رضی الله عنه اولی و منتخب است.

ودلیل بر شوری از کتب شیعه نامه ششم نهج البلاغه است که بصورت واضح علی رضی الله عنه خلافت شیخین وعثمان را قبول می کند و می فرماید که خلافت ابوبکر با شوری به اثبات رسیده و می فرماید شوری از آن مهاجر وانصار است.

وبرای شوری هم در قرآن و هم در سنت نبوی ادله وجود دارد آنجا که می فرماید (وشاورهم فی الامر)و (امرهم شوری بینهم) و در سنت هم پیامبر صلی الله علیه وسلم برای هر کاری اول مشورت می کردند مثال برای جنگ آمادگی رزمی وحتی از غلامان و جوانان هم نظر میخواستند.

واما پاسخ آنها که می گویند پیامبر حتی برای غزوات جانشین تعیین می کرد چگونه بعد وفات وصیتی نکرد؟

می گوییم علی رضی الله عنه سخنی خوبی دارند ایشان میفرمایند(ابوبکر بن ابی دنیا در کتاب مقتل امیرالمومنین روایت می کند از عبدالرحمن بن جندب واو نقل می کند از پدرش خطاب به امام می گوید :ای امیر مومنان اگر شما را از دست دادیم آیا اجازه میدهی با پسرت بیعت کنیم؟فرمودند نه شما را باز میدارم ونه امر می کنم )ص43

از همه مهمتر مگر به عقیده شیعه علی رضی الله عنه وصی رسول الله نیست؟چرا خود وصیتی برای خلافت بعد خویش نکردند؟در کتاب نهج البلاغه بارها علی رضی الله عنه به حسن وصیت کرده ولی خبری از خلافت امامت و انتصاب الهی نیست چرا؟
همانطور که مفید در الارشاد می گوید (وصیت نامه امام در مورد اصحاب .صدقات خانواده و وقف ها بوده)ص187

چطور علی امت را بدون خلیفه رها کرد؟وچطور حسن امامت را دو دستی تقدیم معاویه کرد؟
پس اینها نشان میدهد که حتی علی علیه السلام خود پایبند به شوری بوده و انتصاب الهی یا نبوی در کار نبوده.!!
عده ای جاهل خداوند هدایت شان کند فکر می کنند که هر وصیتی یعنی خلافت ویا هر جا سخن از وصیت شده یعنی اینکه باید خلافت وصیت شده باشد وبه این دلیل به بعضی احادیث استناد می کنند که وصیت کردن را واجب می داند ویا می گویند در صحیح مسلم آمده ابن عمر حتی یک شب بدون وصیت نمی خوابید چطور پیامبر وصیتی نکردند؟

واین جهلی بزرگ است زیرا هر وصیتی حتما نباید وصیت به خلافت باشد پیامبر در تمام عمر مبارکش به امت خود وصیت کردند در مکارم اخلاق در ایمان در عقیده در اصول دین در فروع دین در موقیت های مختلف در صحرای عرفات در غدیر .در خطبه های خود در مجالس و به عبارتی تمام عمر مبارکش وصیت بوده.و پیامبر هم مال و املاکی نداشتند که بخواهند بحساب آنها برسند و تقسیمشان کنند بلکه طبق سخن خودشان هر چه از ایشان باقی ماند صدقه فقرا کردند.
پس نتیجه:

(ابوبکر با نص و با شوری منتخب مسلمین هست و نصوصی وجود دارد که پیامبر اشاراتی به ایشان داشتند همانطور که در اول اثبات کردیم .

دوم خود علی واولادش وصیتی برای خلافت بعد خود نکردند و امر را به شوری واگذار کردند)

                                                                                                                          الهاشمی الحسنی

 

آیا پس از وفات پیامبر کودتا شد؟  چاپ
تاریخ : 1388/07/22

علمای شیعه دائم بر این عقیده هستند که پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه وسلم خلافت الهی حضرت علی علیه السلام توسط کودتای سقیفه بنی ساعده غصب شده است، و در واقع ابوبکر غاصب خلافت الهی علی بوده است، و کسانیکه حق علی را غصب کرده اند پس از رحلت نبی اکرم صلی الله علیه وسلم خفقان شدیدی ایجاد نمودند و هیچکس جرات مخالفت با ایشان را نداشته است و محیط به شکلی بوده است که حتی حرمت دختر پیامبر صلی الله علیه وسلم را نگه نداشته اند و به خانه او هجوم برده اند و باعث سقط جنین او شده اند و حضرت علی را نیز به زور و با طنابی به گردنش برای بیعت گرفتن به بیرون کشیده اند و غاصبان خلافت در مدینه و محیط آن زمان خفقان شدیدی ایجاد کردند.
حتی چنانچه به آخوندها بگویید: چرا کسی به حق الهی حضرت علی و غدیر خم اشاره ای نداشته؟ خواهید دید که همین پاسخها را خواهند داد و می گویند: ای آقا، در آن زمان درب خانه آتش می زدند و سیلی به گوش دختر پیامبر صلی الله علیه وسلم می زدند و طناب به گردن علی انداختند، شما نمی دانید که ابوبکر و عمر و طرفداران ایشان در آن زمان چه خفقانی ایجاد کرده بودند.

پس از این توضیحات من سوال خود را طرح می کنم:
می شود بفرمایید این چه خفقانی بوده که حتی زنان می توانسته اند علیه خلیفه در مسجد خطبه بخوانند؟ منظورم خطبة فاطمه زهرا است که به عقیدة شیعه پس از غصب خلافت حضرت علی در مسجد علیه ابوبکر ایراد شده.
این چه خفقانی بوده که زنان برای بیعت گرفتن به درب منزل انصار می رفته اند؟ چون شیعه بر این عقیده است که فاطمه زهرا به همراه حضرت علی به درب منازل انصار می رفته تا برای خلافت علی بیعت بگیرد.
این چه خفقانی بوده که پسر بچه ای 10 ساله (امام حسن) به ابوبکر می گفته: از منبر پایین بیا؟
این چه خفقانی بوده که یک عرب به خلیفه (عمر بن خطاب) می گفته چنانچه بخواهی کج شوی با این شمشیر راستت می کنیم؟
این چه خفقانی بوده که یک عرب خطاب به خلیفه (عمر بن خطاب) اعتراض می کرده که چرا سهم پارچه و لباس تو بلندتر از ماست؟
فراموش نکنید شیعیان در مورد خطبه فاطمه زهرا نمی توانند بگویند: حضرت فاطمه دختر نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم بوده و می توانسته این کارها را بکند، چون از آن طرف می گویند به همین دختر ظلم و ستم فراوانی شده و به گوش او سیلی زده اند و درب منزل را آتش زده اند و باعث سقط جنین او شدند. پس او نیز در خفقان به سر می برده و در واقع از همه بیشتر در این خفقان بوده و از همه بیشتر به او ظلم شده است.
پس این تضادها را چگونه توجیه می کنید؟ اگر ابوبکر و عمر خفقانی ایجاد کرده بودند پس خطبه فاطمه زهرا و رفتن نزد انصار برای اخذ بیعت دیگر چیست؟
سوال دیگر این است که یک حکومت باید چندین سال بر روی کار بیاید و طرفدار جمع کند تا پس از ایجاد شرایط لازمه بتواند ایجاد خفقان کند، پس چطور ابوبکر فوری پس از به دست گرفتن حکومت ایجاد خفقان کرده؟ آن هم در همان روز اول؟ او که هنوز بر سر کار نیامده بود و هنوز نمی توانسته خفقان ایجاد کند. چطور توانسته فوراً در همان ابتدای امر علیه بزرگانی چون علی و فاطمه دختر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ایجاد خفقان کند؟ و همچنین علیه بقیه مردم و مخالفین؟، و آیا بقیه مردم به همین زودی خدمات حضرت علی را فراموش کرده بودند؟ مگر اینکه همان جوابهای احمقانه سابق را بدهید که همه مردم و صحابه از همان ابتدای بعثت نفرت و کینه علی را در دل داشته اند و پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم این کینه ها را نشان داده اند!!! پس چنانچه همه مردم کینه حضرت علی را به دل داشته اند و اصحاب مرتد شده اند و بیعت خود در غدیر خم را فراموش کرده اند و در واقع دستور الهی مبنی بر خلافت حضرت علی را زیر پا گذاشته اند، پس با این اوصاف من سوال بعدی را مطرح می کنم:
در پی حکومت بر نا اهلان!..
این مردمی که چنین بوده اند و مرتد شده اند و دستوری به این مهمی را زیر پا گذاشته اند، پس آیا حضرت علی می خواسته بر چنین مردمی حکومت کند و حق خود را از ابوبکر پس بگیرد؟ این چنین مردمی که لیاقت خلافت حضرت علی را ندارند و چطور علی می خواسته بر آنها فرمانروایی کند؟ مردمی که از دستور الهی سرپیچی کرده بودند آیا به دستورات علی گردن می‌نهادند؟ پس چرا شما اینقدر سنگ خلافت را بر سینه می زنید؟ شما از یک طرف می گویید: صحابه مرتد شدند پس آیا علی می خواسته بر عده ای مرتد فرمانروایی کند؟ مردمی که از همان ابتدای بعثت کینه علی را در دل داشته اند و پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم این کینه‌ها را بروز داده اند، پس چطور علی می خواسته بر آنها حکومت کند؟ (شیعه می گوید: اصحاب پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم مرتد شده اند، ولی از طرفی می دانیم که اصحاب پس از رحلت نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم با شورش اهل رده به مقابله پرداختند، پس طبق نظر شیعیان عده ای مرتد به جنگ عده ای مرتد دیگر رفته اند!!!!)

با عقیده خلافت بلا فصل حضرت علی، پیامبر زیر سؤال می رود؟!
مورد بعدی این است که طبق روایات متعددی که در کتب شیعه آمده پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم علم غیب داشته (و حتی امامان)، و مرتب به علی سفارش می کرده که چنانچه خلافت را به تو ندادند سکوت و صبر پیشه کن و غیره، و در واقع به شخصیت واقعی ابوبکر و عمر و عثمان و عائشه و... آگاهی داشته است.
حال ما می پرسیم: پس چرا پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم اینقدر این افراد را به خود نزدیک می کرده؟ و آیا علت به قدرت رسیدن ابوبکر و عمر و عثمان همین نزدیکی و خویشاوندی ایشان نبوده؟ پس نعوذ بالله اولین مقصر در غصب خلافت الهی حضرت علی خود شخص پیامبر بوده، چون زمینه به قدرت رسیدن ایشان را فراهم کرده است.

• کودتای سفید
شیعیان می گویند: در سقیفه بنی ساعده کودتا شد و حق علی غصب شد و حتی بر این نظر هستند که ابوبکر و عمر قبل از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نیز به فکر غصب خلافت بوده اند و این عقیده از احادیث و روایات متعددی که در کتب ایشان بر علیه ابوبکر و عمر ثبت شده به خوبی نمایان است و مرتب به حدیث قرطاس اشاره دارند که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم تقاضای قلم و دوات می کند تا جانشینی علی را متذکر شود و عمر از این موضوع مطلع می شود و اجازه این امر را نمی دهد چون از همان موقع به فکر غصب خلافت علی بوده است.
موضوعی که بین شیعه و سنی مشترک است این است که انصار در سقیفه جمع شدند تا خلیفه ای انتخاب کنند و این موضوع به اطلاع ابوبکر و عمر می رسد و ایشان خود را به سقیفه می‌رسانند.
حال ما می پرسیم: این چه کودتایی بوده که خود ابوبکر و عمر از آن بی اطلاع بوده اند؟ شما که می گوئید: ایشان از قبل نیز به فکر غصب خلافت بوده اند، پس چرا از ماجرای سقیفه بی اطلاع بوده اند؟ و تازه به آنها خبر داده اند تا به آنجا بروند.
شیعه خواهد گفت که چون انصار از قصد و نیت ابوبکر و عمر با خبر بوده اند زودتر به سقیفه رفته اند تا خودشان خلیفه ای را انتخاب کنند!!!
(جالب است که همه دنیا از قصد ابوبکر و عمر با خبر بوده اند ولی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم این موضوع را نمی دانسته و ابوبکر و عمر را مرتب به خود نزدیک کرده و اگر این موضوع را می دانسته چرا برای پس از رحلت خویش فکری نکرده تا خلافت الهی علی توسط ایشان غصب نشود؟!)
می پرسیم: چرا انصار در جریان انتخاب خلیفه در سقیفه و در مقابل مهاجرین نگفته‌اند: ما با علی بیعت می کنیم؟ اگر نمی خواسته اند ابوبکر خلیفه شود چرا در انتها با او بیعت می کنند؟
عقیده خلافت بلافصل حضرت علی را نیز زیر سؤال می برد؟
چطور انصار متوجه موضوع بوده اند و سریعاً به فکر سبقت گرفتن از ابوبکر و عمر افتاده اند ولی خود حضرت علی متوجه این موضوع مهم نبوده و برای حفظ خلافت الهی فکری نکرده؟ تازه به عقیده شیعه حضرت علی علم غیب هم داشته.
اگر بگویید: علی مشغول تدفین پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بوده، می گوئیم: موضوع خلافت الهی نیز از نظر شما بسیار مهم است و از نظر شما مسئله امامت بسیار بسیار مهم است و به نظر شما غصب خلافت الهی باعث انحراف در اسلام شده که باعث ضربات بسیاری شده و خواهد شد و حتی شهادت امام حسین در کربلا را نیز از نتایج همین غصب خلافت می دانید، پس چنانچه اصحاب از قبل به فکر کودتا بودند به طور حتم حضرت علی متوجه می شده (یا حتی پیامبر توسط علم غیب به او می گفته) و چنانچه خودش برای حفظ خلافت الهی به سقیفه نمی رفت لااقل شخصی دیگر را به عنوان نائب می فرستاد و به هر نحوی که بود جلوی به خلافت رسیدن ابوبکر را می گرفت.
واقعاً خنده‌دار است؛ خلافتی الهی که توسط خداوند اعلام شده و پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و ملائکه و علم غیب و غیره... پشتیبان آن بوده اند توسط دو نفر غصب شده است، دو نفری که شما اصلاً آنها را قبول ندارید.
تمامی این موارد نشان می دهد که ابوبکر و عمر سوء نیتی نداشته اند و از قبل به فکر کودتائی نبوده اند تا حضرت علی یا انصار متوجه باشند و زودتر اقدام کنند.

                                                                                                (برگرفته از کتاب سرخ آب و سفید آب ، نوشته علی حسین امیری)

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>